ارتباط با من لینکدونی شناختنامه ها فرهنگ نامه ویژه نامه ها مجموعه عکس مقالات روز نوشت داستان شعر شرح حال صفحه اصلی

زندگینامه ابوالقاسم فردوسی

     
 
 

 
 
   
 

حکیم ابوالقاسم فردوسی در "طبران طوس" در سال 329 هجری به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و از نظر مادی ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت. به همین دلیل ابوالقاسـم در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش داشته، در سطح رفاهی بالایی زندگی می کرده.

فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشـق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت.

فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که بـه تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد.

بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی ایــن کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قـــدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نـام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. 
 

اما سلطان محمود به سبب بدگویی ملازمان و شاعران مدح گوی دربار و نیز مذهب شیعی فردوسی التفاتی به شاهنامه نکرد،  فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو او گفت و سپس از ترس مجازات، غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تــا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت.


تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند.پس از مرگ، شیخ اکابر، ابوالقاسم از علمای معروف آن زمان، بنابر نقل نظامی عروضی از نماز خواندن بر جنازه فردوســـی اجتناب نمود و مانع آن شد که پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان دفن شود. کینه توزی این دانشمند طوسی باعث شد تا سرانجام فردوسی در باغ خود، در طوس به خاک سپرده شد.

در تاریخ نقل شده است که، محمود غزنوی به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بـود پشیمان میشود. به انگیزه جبران گذشته فرمان می دهد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئـی کنند. اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیــه سلطان را از غزنیـن به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند. از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد.

در سال 1263 شمسی به فرمان میرزا عبدالوهاب خان شیرازی سردمدار خراسان جایگاه آرامگاه را شناسایـــــــــی کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از ویران شدن این ساختمان، انجمن آثار ملی به پافشاری محمدعلی فروغــی و سید حسن تقی‌زاده آغازگر بازسازی آرامگاه فردوسی شد و با فراهم آوردن هزینه این کار از مردم (بدون بهره گیری از یـاری دولت) در سال 1304 هجری شمسی آرامگاهی ساختند که در 1313 برای بازدید مردم بازگشایی شد. 

این آرامگاه به سبب نشست در 1343 دوباره ویران شد تا بازسازی شود که این کار در 1347 پایان یافت