|
در دوران
پیشین، جوامع ابتدایی جهت تنظیم منشور زیستی خود نیازمند تبیین مجموعه
قراردادهایی بودند که بتوانند بر اساس مشترکات سیاسی و یا فرهنگی، بر
اساس آن به تعامل اجتماعی دست بیابند.
تعییبن
زمان تقریبی کاشت محصول و یا تعیین زمان منلاسب جهت عزیمت و کوچ یا
شکار، تعیین موقعیت مناسب زمانی جهت برگزاری آئدین های قومی و ... این
نیاز را در جوامع به داشتن نظام محاسباتی منظم افزون داسشت.
جوامع
پیشرفته به لحاظ فرهنگی بر اساس داده های طبیعی زمان را به صورت
ابتدایی به دوره هایی تقسیم کردند که این دوره ها بر اساس شرایط اقلیمی
و آب و هوایی از یکدیگر منفک میگردید.
سرزمین
پهناور ایران به عنوان گستره عظیم امپراطوری سیاسی و فرهنگی، در روزگار
کهن به مدد منجمان برجسته خود، توانسته بودند به مدلی دست بیابند که
کدگذاری نشانه های زمانی آن بر اساس حرکت کیهانی ستارگان طراحی
میگردید.
منجمان
ایرانی زمان لازم جهت کامل شدن مسیر حرکتی کره زمین به گرد خورشید را
محاسبه و بر اساس آن سال را به 12 قسمت 30 روزه و 1 قسمت 5 روزه تقسیم
نمودند که به هر قسمت 30 روزه یک «ماه» و به 5 روز انتهایی باقی مانده
«اندرگاه» یا «پنجه دزدیده» میگفتند. محاسبه نجومی ایرانیان باستان با
اندکی تغییر در گذر هزاران سال همچنان ملاک و روش جهان امروز در
گاهشماری است.
قرنها
ملاک تقویمی ایرانیان و جوامع بسیاری که در سیطره حکومتی و فرهنگی
ایران قرار داشتند بر اساس همین مدل طراحی می شد. تا اینکه در عصر
سلجوقی به فرمان ملکشاه گروهی از منجمان برجسته همچون: حکیم عمر خیام،
حکیم لوکری، میمون بن نجیب واسطی، ابوالمظفر اسفزاری و ... ماموریت
یافتند تا به تصحیح الگوی تقویمی رایج بپردازند. عمده ایراد وارد آمده
بر تقویم اولیه، گردش فصلی سال بود به گونه ای که در ازاء هر 1440 سال
یکبار، نوروز که نخستین روز بهار بود بر جایگاه اصلی خود بر برج حمل
وارد می آمد.
همت و
تلاش منجمان به دست یازیدن ایرانیان به نوعی از گاه شماری منجر شد که
به آن تقویم جلالی یا ملکی میگویند. بر اساس این تقویم هر سال متشکل از
365 روز و یک چهارم روز می باشد. بدینگونه جهت رفع مشکل گردش سال
خورشیدی، به ازاء هر 4 سال یک سال به صورت 366 روزه محاسبه گردید که آن
را به نام «سال کبیسه» نامگذاری نمودند. این روش باعث شد تا همواره
نوروز در جایگاه حقیقی خود و بر اساس مدل کیهانی قرار گیرد و از گردش
نوروز در برج های مختلف ممانعت به عمل آید.
البته
باید یادآور شد که بسیار پیش تر از عهد سلجوقی ایرانیان پی به راز
کیهانی سال کبیسه برده بودند اما بنا بر ملاحضات مذهبی هیچگاه به صورت
رسمی در گاهشماری خود آن را لحاظ نمی کردند.
زرتشت
پیامبر نام آور ایرانی، به ازاء هر روز از ماه نامی را برگزیده بود و
ایرانیان مومن در هر روز عبادتی خاص را اعمال می نمودند. 5 روز انتهایی
سال نیز که در واپس ماه اسفند قرار داشت، به عنوان ایام مقدس نام منحصر
به فرد خود را داشت که به ترتیب عبارت بودند از: آفرین، فرخ، فیروز،
رامشت، و درود که ایرانیان در این 5 روز مقدس اعمال مذهبی ویژه ای را
انجام می دادند.
لحاظ قرار
دادن سال کبیسه در محاسبات باعث بر هم خوردن نظم عبادی می شد و به همین
لحاطظ موبدان معبد از محاسبه آن جلوگیری به عمل می آوردند.
در عهد
ساسانی دو نوع تقویم وجود داشت، نوع اول که بدون لحاظ کردن سال کبیسه
تعریف میگردید که به آن تقویم مذهبی نیز میگفتند و نوع دیگر که با لحاظ
قر ار دادن سال کبیسه تبیین میگردید. ثابت نگاه داشتن ایام سال بر اساس
حرکت خورسشید در گستره کیهان الزام زندگی کشاورزی و مناسبات سیاسی
همچون اخذ مالیات و اتخاذ نقشه های جنگ بود.
با ورد
اسلام به ایران گاه شماری خورشیدی از میان رفت و معیار زمانی ایرانیان
به جای حرکت خورشید بر مدار احتساب حرکت ماه تعریف گردید. این نوع خاص
از تقویم باعث میگردید که ایرانیان نتوانند به صورت منسجم به اعمال
مذهبی و آئینی قومی خود بپردازند.
اما
همچنان ایرانیان، بر اساس آموزه های فرهنگی خود، سال خورشیدی را در
مناسبات فرهنگی و آئینی خود لحاظ میکردند و با برگزاری آئین های جشن و
سور فصلی به برپایی مولفه های فرهنگی خود همت میگماردند.
همانگونه
که پیشتر ذکر شد ایرانیان برای هر روز از ماه نام مخصوصی را لحاظ کرده
بودند. به همین نسبت هر ماه نیز نامی مخصوص به خود داشت. تلاقی دو نام
مشابه در هر ماه وعده گاه برگزاری جشنی بزرگ در فرهنگ ایرانی بود.
در رهگذار
زمان اسمی ماه ها دستخوش تغییر چندانی نشده است اما اسامی روزها به 7
نام تقلیل یافت و ملاک تعریف هفتگی ماه، منجر به آن شد که آئین جشنهای
ملی ایرانیان رو به کمرنگی گذارد. البته همچنان برخی از این جشن ها از
خلال سالها و قرن ها با کمترین تغییری به زیست خود ادامه می دهد.
اسامی 30
گانه روزهای باستانی به شرح جدول ذیل می باشد:
 |
|
نام
روز |
|
معنای
نام |
 |
|
|
هرمَزد |
|
هستی
بخش بزرگ دانا |
|
| |
|
بهمن |
|
اندیشه نیک |
|
| |
|
اردیبهشت |
|
بهترین راستی و پاکی |
|
| |
|
شهریور |
|
شهریاری نیرومند |
|
| |
|
سپندارمذ |
|
فروتنی و مهرپاک |
|
| |
|
خورداد |
|
تندرستی و رسایی |
|
| |
|
امرداد |
|
بی
مرگی ، جاودانی |
|
| |
|
دی به
آذر |
|
آفریدگار |
|
| |
|
آذر
|
|
آتش ،
فروغ |
|
| |
|
آبان
|
|
آبها
، هنگام آب |
|
| |
|
خور -
خورشید |
|
آفتاب
، خورشید |
|
| |
|
ماه
|
|
ماه |
|
| |
|
تیر
|
|
ستاره
تیر یا تیشتر ، ستاره باران |
|
| |
|
گئوس |
|
جهان
، زندگی هستی - گیتی |
|
| |
|
دی به
مهر |
|
آفریدگار |
|
| |
|
مهر
|
|
دوستی
، پیمان |
|
| |
|
سروش |
|
فرمانبرداری |
|
| |
|
رشن
|
|
دادگری |
|
| |
|
فروردین |
|
فروهر
، نیروی پیشرفت |
|
| |
|
ورهرام |
|
پیروزی |
|
| |
|
رام
|
|
رامش
، شادمانی |
|
| |
|
باد
|
|
باد
- هوا |
|
| |
|
دی به
دین |
|
آفریدگار |
|
| |
|
دین |
|
بینش
درونی - وجدان |
|
| |
|
ارد |
|
خوشبختی ، دارائی و خواسته |
|
| |
|
اشتاد
|
|
راستی |
|
| |
|
آسمان
|
|
آسمان |
|
| |
|
زامیاد |
|
زمین |
|
| |
|
مانتره سپند |
|
گفتار
پاک |
|
| |
|
انارم
یا انیران |
|
فروغ
و روشنایی بی پایان |
|
| |
|
|
|
|
|
|